تبليغاتX
سحر و سارا Free Web Counter
Free Hit Counter

*
*
*
*
*
*
*
سحر و سارا
سارا و سحر ورود شما را به وبلاگ خوش آمد می گویند
ارزش دوست داشتن.........

 

ارزش یک کلام را وقتی می فهمی که,  لبخند رو ,  روی لبای عزیزانت تماشا کنی.

وقتی که آستین بالا بزنی و یک سنگینی رو از رو دوش خسته ی یه مهربون برداری, تشکر ساده و بی ریاش, می ارزه به همه ی دنیا.

وقتی که دور و بریات رو با چشمای پر از اشک که از حرفای خنده دار تو ریسه رفتن می بینی,  تازه میفهمی که قیافه ی آدما وقتی که میخندن خیلی قشنگ تره !

وقتی که یه نگاه با نگاهت آشنا میشه, دیدن و تماشا کردن رو بهترین لذت دنیا میدونی؛ وقتی که دستات تو دست گرم یه دوست, شیرینی با هم بودن رو تجربه میکنه,  دیگه واست تنهایی بدترین رنجه... وقتی که تنها معتمد واسه دلت, مهربونی یه آشناست, احساساتت رو بهترین مشاور دنیا میدونی. 

وقتی که قراره راز دوست داشتن رو بنویسی, بهترین کلمات دنیا رو,  کمترین معنا می بینی واسه توصیف محبت و دوست داشتن... !

2 نوشته شده در سی ام آذر 1384ساعت 23:46 توسط سحر وسارا |

طبیعت

 

 

 

طبیعت ساده

حالا که سهم ظریف دقایق

در اسمان ساده

معما می شود

معماری شگفت نام

در بالهای شکسته

بسته می ماند

 

2 نوشته شده در بیست و نهم آذر 1384ساعت 16:59 توسط سحر وسارا |

چشم

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم

ماه گفت : چه طوري ؟ تو كه نمي بيني .                                

نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم                                           

ماه گفت : چرا ؟

نابينا گفت:اگر مي ديدمت عاشق زيبائيت مي شدم , ولي حالا كه   

                    نمي بينمت عاشق خودت هستم          

2 نوشته شده در بیست و نهم آذر 1384ساعت 16:47 توسط سحر وسارا |

دعا
2 نوشته شده در بیست و سوم آذر 1384ساعت 12:41 توسط سحر وسارا |

دوستش دارم......

 

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم، به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است، به او که برای من مینویسد،

مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ..................

به او بگویید دوستش دارم ، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ............

به او بگویید دوستش دارم، به او که همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

2 نوشته شده در بیست و دوم آذر 1384ساعت 11:33 توسط سحر وسارا |

فال خودتون رو بگیرید.......
فال نامه
برای دیدن فال خود کافیست اول در دل نیت کنید سپس بروی یکی از دایره ها کلیک کنید












2 نوشته شده در بیست و دوم آذر 1384ساعت 11:32 توسط سحر وسارا |

با تشکر از شما.....
این گلها تقدیم به تمام کسانی که به ما لطف دارند و با نظرات سازنده خود ما را سر افراز می کنند.

2 نوشته شده در شانزدهم آذر 1384ساعت 10:55 توسط سحر وسارا |

امید زندگی
 

زندگی را جشن بگیر دیروز رفته است فردا شاید هرگز نیاید

تنها چیزی که داری همین لحظه حال است..

پس الان زیباترین لحظه است

 

2 نوشته شده در پانزدهم آذر 1384ساعت 12:38 توسط سحر وسارا |

جاده سبز به سوی خوشبختی
2 نوشته شده در پانزدهم آذر 1384ساعت 12:9 توسط سحر وسارا |

گریبان گیر
انسان معجونی از حقیقت و ناپاکیست

انسان عصاره ی دنیاست

دنیا نیازمند انسان ها

و

نیاز

گریبان گیر انسانهاست

2 نوشته شده در پانزدهم آذر 1384ساعت 12:1 توسط سحر وسارا |

سیب....

فکر می کنید شجره ممنوعه هنوز درخت سیب است و سیب نمی خورد.

 

2 نوشته شده در چهاردهم آذر 1384ساعت 12:8 توسط سحر وسارا |

ایمان داشته باشیم
    ایمان داشتن

یعنی اینکه هر روز شروع و اغازی دیگر است

یعنی اعتقاد به ا ینکه معجزات رخ میدهند و رویاها به واقعیت می پیوندند

یعنی دیدن فرشتگان که در میان ابرها به رقص مشغولند

یعنی ارزش یک قلب

یعنی معصومیت چشمان یک کودک و زیبایی دستی پیرو سالخورده

یعنی این که ما تنیها نیستیم و این که زندگی یک هدیه است و اینکه

    نوبت ماست که دوسش داشته باشیم
2 نوشته شده در سیزدهم آذر 1384ساعت 2:40 توسط سحر وسارا |

مال تو........
 
اگه این دسته گل مال شما بود به کی تقدیمش می کردی تازه وارد........
2 نوشته شده در دوازدهم آذر 1384ساعت 23:58 توسط سحر وسارا |

یادش گرامی باد........
saied

این شعر از حسین پناهی

گفتم می روم

                        و در مرام ما رفتن مردن بود

و حالا سالهاست که من مرده ام.......

2 نوشته شده در یازدهم آذر 1384ساعت 0:16 توسط سحر وسارا |

جمعه .......
جمعه

جمعه ساكت

جمعه متروك

جمعه چون كوچه هاي كهنه ، غم انگيز

جمعه انديشه هاي تنبل بيمار

جمعه خميازه هاي موذي كشدار

جمعه بي انتظار

جمعه تسليم

 

خانه خالي

خانه دلگير

خانه دربسته بر هجوم جواني

خانه تاريكي و تصور خورشيد

خانه تنهايي و تفال و ترديد

خانه پرده ، كتاب ، گنجه ، تصاوير

 

آه ، چه آرام و پرغرور گذر داشت

زندگي من چو جويبار غريبي

در دل اين جمعه هاي ساكت متروك

آه ، چه آروم و پر غرور گذر داشت

 

        هديه

 

من از نهايت شب حرف مي زنم

من از نهايت تاريكي

واز نهايت شب حرف مي زنم

 

اگه به خانه من آمدي ، براي من اي مهربان چراغ بياور

و يك دريچه كه از آن

به ازدحام كوچه خوشبخت بنگرم

                                                                     فروغ فرخزاد

2 نوشته شده در دهم آذر 1384ساعت 13:26 توسط سحر وسارا |

جعبه خالی..............

در شهری دور افتاده خانواده فقیری زندگی می کرد .پدر خانواده از اینکه دختر 5 ساله شان مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود  ناراحت بود چون همان مقدار پول هم به سختی به دست می امد.

دخترک با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و ان را زیر درخت کریسمس گذاشته بود .

صبح روز بعد دخترک جعبه را نزد پدرش برد و گفت بابا  این هدیه من است .

پدر جعبه را از دختر خردسالش گرفت و ان را باز کرد .

داخل جعبه خالی بود ...!!

پدر با عصبانیت فریاد زد :مگر نمی دانی وقتی به کسی هدیه می دهی باید داخل جعبه هم چیزی بگذاری ؟؟

اشک از چشمان دخترک سرازیر شد و با اندوه گفت :بابا جان من پول نداشتم ولی در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم .

چهره پدر از شرمندگی سرخ شد دختر خردسالش را بغل کرد و او را غرق بوسه کرد ....

                       

نمی دانم راه رسیدن به تو از کدام سو است نمی دانم اگر به اسمان پرواز کنم فرشته ها نشانی تو را به من می دهند یا نه ........

دلم برایت تنگ شده است ....

چه زود پر کشیدی........

2 نوشته شده در هشتم آذر 1384ساعت 15:37 توسط سحر وسارا |

آرامش سبز

·   فرصت لذت بردن از خوشي هايت را به بعد موکول نکن.

·   اشتباهاتت را بپذير.

·   حداقل سالي يک بار طلوع آفتاب را تماشا کن.

·   براي هر مناسبت کوچکي جشن بگير.

·   شکست را به راحتي بپذير و وقتي پيروز شدي فخرفروشي نکن.

·   عادت کن هميشه حتي زماني که ناراحت هستي خودت را سرحال نشان دهي.

·   وقتي با کار سختي رو به رو شدي به خودت تلقين کن که ؛ شکست غيرممکن است.

·   سعي کن زندگي همواره برايت پيام داشته باشد.

·   کوچکترين پيشرفت ها را هم موفقيت بدان.

·   آرام صحبت کن اما در فکر کردن سريع باش.

·   مشکلات را ؛ به عنوان نوعي مبارزه طلبي در نظر بگير.

·   اعتماد به نفس داشته باش و خود را کوچک مشمار.

·   براي داشتن يک روز خوب ، به فردا فکر نکن.

·   هرچند وقت يکبار يک عادت ناپسند خود را ترک کن.

·   به خاطر داشته باش که هميشه حق انتخاب با توست.

·   ديگران را تحسين کن و از شادي آنها لذت ببر.

·   آرام باش و از زمان حال لذت ببر. زيرا بقيه عمرت را براي ادامه زندگي در اختيار داري.

2 نوشته شده در هشتم آذر 1384ساعت 12:31 توسط سحر وسارا |

فروغ فرخ زاد

                            مرگ من

   مرگ من روزی فرا خواهد رسید

       در بهاری روشن از امواج نور

            در زمستان غبار آلود و دود

                 با خزانی خالی از فریاد و شور...

    ...خاک میخواند مرا هردم به خویش

       میرسند از ره که در خاکم نهند

            آه شاید عاشقانم نیمه شب

                  گل به روی گور غمناکم نهند

   ...بعد ها نام مرا باران و سنگ

        نرم میشویند از رخسار سنگ

              گور من گمنام میماند به راه

                  فارغ از افسانه های نام و ننگ

2 نوشته شده در ششم آذر 1384ساعت 11:56 توسط سحر وسارا |