تبليغاتX
سحر و سارا Free Web Counter
Free Hit Counter

*
*
*
*
*
*
*
سحر و سارا
سارا و سحر ورود شما را به وبلاگ خوش آمد می گویند

اگر از پایان گرفتن غمهایت نا امید شده ای 

به خاطر بیاور که زیباترین صبحی را که تا بحال تجربه کرده ای

 

مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید !!

2 نوشته شده در پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:32 توسط سحر وسارا |

کودک نجوا کرد . خدایا با من صحبت کن ! یک چکاوک آواز خواند ولی کودک نشنید.                                         
کودک با صدای بلند فریاد زد : خدایا با من صحبت کن ! آذرخش در آسمان غرید ولی کودک نفهمید .                    
کودک فریاد زد : خدایا یک معجزه به من نشان بده ، یک زندگی متولد شد ولی کودک متوجه نشد.                           
او ناامیدانه گریه کرد و گفت : خدایا مرا لمس کن ، بگذار تورا بشناسم پس خدا نزد او آمد و لمسش کرد ولی کودک بال پروانه را شکست و در حالی که ناامیدی در چهره اش موج میزد از آنجا دور شد... 
.....................................................
2 نوشته شده در پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:31 توسط سحر وسارا |

حلال مشکلات ...
 

  هروقت  تو زندگی یه مشکله بزرگ داری ،

 

  نگو خدایا من یک مشکله  بزرگ دارم  بگو مشکل من یک خدای بزرگ دارم !!!

2 نوشته شده در پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:27 توسط سحر وسارا |